ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 39

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اساس گواهى ميرزا حيدر بوده است . در حقيقت بخش بزرگى از مقدمهء آقاى ارسكين ، خلاصه‌اى از وقايعى است كه فقط و فقط ميرزا حيدر مطرح ساخته ، چون هيچ مؤلف ديگر آسيايى ، موضوع را بررسى نكرده مگر به طور كاملا اتفاقى . سومين ويژگى كه دلالت بر همان استنباط مىكند اين است كه در همين نسخ خطى مجلد شده همراه با ترجمهء جسته گريخته‌اى از تاريخ رشيدى ، دومين مدرك را پيدا مىكنيم كه ترجمهء مختصرى از دست نوشته‌هاى آقاى ارسكين از جلد سوم اقبالنامه جهانگيرى معتمد خان را دربر مىگيرد ، ظاهرا اين اثر با نظرى به جلد ديگرى - احتمالا چهارم - از تاريخ هند مورد بررسى قرار گرفته است . بدين ترتيب بسيار محتمل به نظر مىرسد كه خلاصهء ( اگر بتوان آن را چنين خواند ) تاريخ رشيدى ، به عنوان مطالعه مقدماتى براى آثار تاريخىاى تنظيم گرديده كه در آن ايام مورد نظر مؤلف بوده است ، و اگر اين مورد درست باشد ، دليل بهتر ديگرى بر دقت و كمالى كه وى صرف اين تكليف نموده ، نمىتوان ارائه كرد ، زيرا به نظر مىرسد اين مدرك منحصر به فرد حدودا به يك سال زحمت نياز داشته ، و تاريخ رشيدى يگانه منبع از منابع متعدد شرقى است كه آقاى ارسكين نسخه اصلى آن را خوانده و مورد استفاده قرار داده است - پاورقىهاى تاريخ [ هند در دورهء مغولان ( م ) ] علاوه بر خدمت به مؤلف خود ، سهم بسيار ارزشمندى در آثار سر هاورث داشته ، چه اشارات اندك آن موثق و اصلى محسوب مىشده و در عين حال دسترسى به آن مشكل بوده است . سر هاورث ، به خصوص در تاريخ مغولان ، اطلاعات زيادى در رابطه با قبايل آسياى ميانه و شجره‌نامه‌هاى خانان مغول جمع آورده و توانسته است با تكيه بر معلومات ميرزا حيدر ، آن چنان كه در اين سند مشهود است ، بعضى از تاريكترين فصول تاريخ آسيا را روشن نمايد . اگر اين سند كاملتر مىشد و اگر شرح جغرافيايى و نژادى آسياى مركزى در ايام آقاى ارسكين ، مانند اين دوره شناخته شده بود ، بدون ترديد تاريخ مغولان تمام بخش‌هاى اصلى تاريخ رشيدى را در بر مىگرفت و چيزى براى مصحّح ترجمه حاضر باقى نمىماند . اما به صراحت بايد گفت كه در خلال پنجاه سال اخير معلومات زيادى در مورد اين مطالب به دست آمده ، تا آنجا كه در حال حاضر به راحتى مىتوان در روشنايى